14 شهريور 1389 

صفحه اصلي

اخبار

حمايتها

پرسش و پاسخ

معرفي مركز

ثبت نام

تماس با ما

نقشه سايت

خدمات

لینکها

درباره سایت

نام کاربری
کلمه عبور
كلمه عبور خود را فراموش كرده ايد؟

معرفي شورا

دبيرخانه شورا

مصوبات شورا

پژوهشهاي فرهنگي

نهادهاي فرهنگي

معرفي پايگاهها

نقشه پايگاه

Skip Navigation Linksصفحه اصلي > مرکز مطالعات راهبردی > اخبار > جزئيات خبر

فصلنامه راهبرد فرهنگ 4 

نقش روشنفكري ديني در عرفي‌شدن: منع يا تسهيل

علي‌رضا شجاعي‌زند عضو هيئت علمی دانشگاه تربیت مدرس

اين مقاله در گام نخست تلاشي است براي رفع ابهام و ردّ گمانِ تناقض‌نما از مفهوم «روشنفكري ديني». حاصل کار، به فراتر از رفع شبهة مفهومي ره مي‌سپارد و نشان مي‌دهد که تلقي يا عدم تلقي تناقض‌نما از اين مفهوم، تا چه حد در منع يا تسهيل عرفي‌شدن،  مؤثر خواهد افتاد.

واكاوي مفهومي اجزاي اين اصطلاح مركب نشان مي‌دهد كه در صورت پايبندي به فحوا و معناي اصيل دينداري و روشنفكري، هيچ تناقض و تنافري ميانشان برقرار نيست، بلكه حتي مؤيد و متضمن يكديگرند. تأمل در معاني روشنفكري ديني نيز روشن مي‌سازد كه تلقي تناقض‌نما از اين اصطلاح اولاً مربوط به دينداري متجددانه است و ثانياً برخاسته از بدفهمي نسبت به عقل خودبنياد و انتخابگري. از فراز سوم مقال كه جايگاه طرح و بررسي مسئلة اصلي اين تحقيق، يعني اثر تلقي تناقض‌نما از اين مفهوم بر عرفي‌شدن است، ‌اين نتيجه حاصل آمده كه تنها راه صيانت از دچارشدن به اين سرنوشت، اولاً تلقي غيرتناقض‌نما از روشنفکري ديني است و ثانياً داشتن نگاه نوانديشانه به دين است و بالاخره، تلقي فرامدرن از روشنفکري و نوانديشي است و البته ملتزم بودن به روشنفكري و دينداري و مراقبت از اصول و اقتضائات آن.

       واژگان كليدي: روشنفكري، روشنفكري ديني، دينداري، عرفي‌شدن

تحليل راهبردی مؤلفه‌هاي رشد خلاقيت در نظام آموزش و پرورش كشور به عنوان بستر توسعه دانش

دكتر محمدعلي كي‌نژاد  دانشيار دانشكده فني دانشگاه تبريز

دكتر بابك نگاهداري عضو هیئت علمی دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

 چکیده

در این مقاله با تکیه بر رویکرد راهبردی، تلاش می‌شود تا از طریق تحلیل نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای نظام آموزش و پرورش کشور، رشد خلاقیت در نظام مذکور آسیب‌شناسی شود و با استفاده از تجربه‌های آموزشی سایر کشورها و تحلیل راهبردی نظام داخلی، شیوه های ارتقاء خلاقیت در برنامه‌ریزی‌های کلان آموزشی، استنباط گردد.

در تحلیل عوامل درون سازمانی، مسائل مربوط به معلمان، دانش‌آموزان، ساختار آموزشی و محتوای آموزشی مورد توجه بوده و در تحلیل عوامل برون سازمانی، تلاش شده است تا تهدیدها و فرصت‌ها در چهار بعد سیاسی‌ـ‌ حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بررسی شود.

در پایان با استفاده ازشیوه تحلیل راهبردی راهکارهایی نظیر موارد زیر پیشنهاد شده است:

راه‌اندازي دوره‌هاي آموزشي مربوط به مهارت‌هاي خلاقيت و شيوه‌هاي آموزش تفکر خلاق در مراكز تربيت معلم و آموزش ضمن خدمت

آموزش و ترويج شيوه‌هاي صحيح برقراري رابطه عاطفي و ايجاد اعتماد متقابل میان معلم و دانش‌آموز

آموزش شيوه‌هاي يادگيري فعال، دوسويه و مشاركت‌جو به معلمان

به کارگیری هر چه بيشتر شاخص‌هاي مربوط به انگيزه و علاقه به شغل معلمي در نظام گزينش معلمان

ترويج روحيه نوآوري و خطرپذيري و عدم ترس از طرد اجتماعي و شكست در بين دانش‌آموزان

طراحي ارزيابي‌هاي آموزشي برمبناي حل مسئله خلاق و سنجش خلاقيت دانش‌آموز و نه محفوظات صرف

توجه به اصول علمي مخاطب‌شناسي، نيازسنجي و موقعيت‌شناسي در طراحي محتواهاي درسي

رعايت هرچه بيشتر عدالت در توزيع و بهره‌برداري از امكانات و فضاهاي آموزشي

 واژگان کلیدی: تحلیل راهبردی، آموزش و پرورش، خلاقیت، توسعه دانش


رسانه، پیام، مخاطب و انحصار؛ بازنمایی روند سلطه بر ابررسانه‌های جهان

علیرضا کاویانی عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

 مقاله حاضر در صدد است جنبه‌های عملی و نظری انحصار رسانه‌ای را در عصر حاضر بررسی کند. نگارنده با تأکید بر اهمیت نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری افکار عمومی و همچنین ایجاد حس مشترک اجتماعی، مفاهیمی چون جریان آزاد اطلاعات و تقابل آن با واقعیت‌های موجود را شرح می‌دهد.

این مقاله به صورتی مستند روند سلطه بر ابررسانه‌های جهان را حرکتی هدفمند از سوی اقلیتی خاص می‌داند که از قرن نوزدهم میلادی خواست خود را در به انحصار درآوردن رسانه‌ها آشکارا عنوان ساخته بود.

بازنمایی حرکت انحصارگرایانه صهیونیست‌ها در تسلط بر ابررسانه‌های آمریکا و جهان، با ذکر نمونه‌های متعدد می‌تواند حقیقت پوشش رسانه‌ای در تمامی عرصه‌های انتقال پیام را بیش از پیش آشکار سازد.

تبیین برخی از نظریه‌های سلطه فرهنگی و تأثیر انکارناپذیر رسانه‌ها در نفوذ فرهنگی و همچنین مسئولیت سنگین ما در مقابله با نفوذ خطرناک رسانه‌های صهیونیستی در عصر حاضر از دیگر محورهای عمده مطرح شده در این نوشتار است.

واژگان کلیدی: رسانه، آمريكا، سلطه، افكار عمومي، اطلاع‌رساني، لابي يهود، صهیونیست

جایگاه روش در علم تأملي انتقادي در باب ماهيت علم در فرهنگ جديد


 حسين سوزنچي استاديار دانشگاه امام صادق عليه‌السلام

از دوره رنسانس تاکنون، علم و شناخت وضعيت جديدي پيدا کرده، به نحوي که امروزه نام «علم» با روش «تجربي» گره خورده است. نگاهي فلسفي به چگونگي تحولاتي که به اين پيوند انجاميد، نشان مي‌دهد که اين نوع نگاه به علم، نگاه آسيب‌زايي است که سابقه‌اي در تاريخ تفکر نداشته و شيوع آن ـ خصوصاً در جامعه ماـ به بسياري از معضلات در فرآيند گسترش علم دامن زده است. مسأله از اين قرار است که بر اثر ضعف فلسفه در قرون وسطي و مشکلاتي که از دکارت تا کانت در عرصه تفکر فلسفي پيرامون ماهيت علم و معرفت پديد آمد، بتدريج، هم مسائل هنجاري از حوزه علم و معرفت خارج شد، و هم در حوزه مسائل نظري، تجربه تنها راه درک عالم خارج به حساب آمد. پوزيتيويست‌ها اين مشکل را تثبيت کردند و پوپر هم که مي‌خواست از هويت منطقي و معرفت‌شناختي علم دفاع کند، تنها معرفت‌هايي را که به داوري تجربه تن در مي‌دهند، «علم» دانست و «شناخت» را به دو دسته «علمي» و «غيرعلمي» تفکيک نمود و ناخودآگاه راه را براي جايگزيني جامعه‌شناسي معرفت به جاي مباحث معرفت‌شناختيِ معرفت باز کرد تا جايي که «فيلسوفان علم» بعدي - که ديگر، نقش فلاسفه مابعدالطبيعه‌دان را در دنياي امروز بازي مي‌کنند- صريحا علم‌شناسي را به جامعه‌شناسي تحويل دادند و در دامن نسبيت‌گرايي غلطيدند؛ در حالي که نه مقام داوري تجربه، تعيُّن‌بخشِ علوم تجربي است و نه اساساً روش مي‌تواند معيار صحيحي براي طبقه‌بندي علوم باشد. راهکار خلاصي از اين معضل، اولا بازگشت به موضع نخست و اصل قرار دادنِ معرفي و طبقه‌بندي علم بر اساس موضوع است، و نه بر اساس روش؛ ثانيا مشروط کردن روش‌شناسي هر علم بر درک صحيح از موضوع آن علم؛ و ثالثا بازگرداندن موضوعات هنجاري به آغوش علم و تعيين جايگاه معقول موضوعات نظري و عملي در قبال يکديگر است.

 واژگان کليدي: علم، علم تجربي، روش، فرهنگ، فلسفه علم، جامعه‌شناسي معرفت.

 

بررسي آسیب‌شناسانه باورهاي غيرمنطقي دانشجويان


 دکتر ايراندخت فياض عضو هيئت علمي دانشگاه شيراز

ژاله کياني کارشناس ارشد فلسفه تعليم و تربيت

چکیده

 پژوهش حاضر به بررسي باورهاي غيرمنطقي دانشجويان دانشگاه شيراز در سال 1388 مي‌پردازد. به منظور دستيابي به اهداف پژوهش از ميان دانشجويان دختر و پسر تعداد 400 نفر به روش نمونه‌گيري تصادفي خوشه‌اي انتخاب شدند. که از اين تعداد 311 نفر (با 89 نفر افت نمونه) به پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز ( (IBTپاسخ کامل دادند.

برای تجزيه و تحليل داده‌ها از آزمون غيرپارامتريک فريدمن استفاده شد. رتبه آزمودني‌ها در فاکتورهاي ده‌گانه باورهاي غيرمنطقي و در سؤالات هر عامل به‌طور جداگانه با هم مقايسه شد. نتایج نشان مي‌دهد:

1.    مؤلفه‌های کمال‌گرايي(p)، توأم با اضطراب (AO)، انتظار بیش از حد از خود(HSE)، واکنش عاجزانه به ناکامي((FR و آمادگی برای سرزنش (BP)، به ترتیب بالاترين رتبه را در ميان مؤلفه‌هاي باورهای غيرمنطقي جونز از آن خود کرده‌اند. این نتیجه گویای آن است که آزمودني‌ها در این پنج مؤلفه در مقايسه با ساير مؤلفه‌ها غيرمنطقي‌تر فکر مي‌کنند. بي‌مسئوليتي عاطفي(EI) و به ترتیب اجتناب از مشکل (PA)، توقع تأييد از ديگرانDA))، درماندگي در برابر تغيير(HC)، وابستگی(D) پايين‌ترين رتبه را از آن خود کرده که نشان مي‌دهد باورهاي غيرمنطقي آزمودني‌ها در این مؤلفه‌ها در مقایسه با سایر مؤلفه‌ها کمتر است.

2.    طبق يافته‌هاي پژوهش حاضر، جنسيت در ميزان باورهاي غيرمنطقي تأثير ندارد. نتايج نشان مي‌دهد هر دو گروه از دانشجويان دختر و پسر در مؤلفه کمال گرايي(P) و به ترتیب در مؤلفه‌های انتظار بیش از حد از خود ( HSE) و نگراني زياد توأم با اضطراب (AO) بالاترين رتبه و در مؤلفه بي‌مسئوليتي عاطفي (EI) و به ترتیب اجتناب از مشکل (PA) و توقع تأييد از ديگران DA)) پايين‌ترين رتبه را از آن خود کرده‌اند.

3.    همچنين نتایج بیانگر آن است میزان و نوع پا سخ‌های دختران و پسران به سؤالات تشکیل دهنده مؤلفه‌های ده‌گانه جونز به صورت معناداری متفاوت است.

واژگان کليدي: باورهاي غيرمنطقي، باورهای منطقی، پرسشنامه جونز، دانشجویان دانشگاه شیراز

  بررسی مؤلفه‌هاي فرهنگ سازماني  با رويکرد آسيب‌شناسي فرهنگي

 دکتر مهدي ابزري دانشيار گروه مديريت دانشگاه اصفهان

 هادي تيموري دانشجوي دکتري مديريت دانشگاه اصفهان

 محمدرضا دلوي دانشجوي دکتري مديريت دانشگاه اصفهان

 چکيده

هدف از نگارش مقاله حاضر، تجزيه و تحليل مؤلفه‌هاي فرهنگ سازماني با رويکرد آسيب‌شناسي فرهنگي است. بدین منظور از مؤلفه‌هایی مانند: خطر‌پذيري و نوآوري، انگيزش، هويت (وفاداري)، انسجام و يکپارچگي، اهداف مشترک، ثبات، نتيجه‌گرايي، ارتباطات، کار گروهي، تأکید بر عمل و شیوه نظارت، استفاده شده و از این طریق فرضيه‌هاي پژوهش مورد آزمون قرار گرفته است.

تحقيق حاضر از نوع توصيفي‌ـ پيمايشي است و در آن براي جمع‌آوري اطلاعات از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شده است. جامعه آماري پژوهش را کليه مديران و کارکنان یکی از شرکت‌های صنعت برق در بخش خصوصی تشکيل می‌دهند و در آن از روش نمونه‌گيري تصادفي استفاده گرديده است. همچنین براي آزمون فرضيه‌ها، روش‌هاي آمار استنباطي (آزمون t تک نمونه‌اي و آزمون t هتلينگ) به کار رفته است.

نتايج اين پژوهش حاكي از آن است که در نمونه مورد مطالعه در خصوص مؤلفه‌هاي مورد آزمون، بين وضع موجود و مطلوب تفاوت معني‌داري وجود دارد. همچنین ميانگين مؤلفه‌هاي خطر‌پذيري و نوآوري، هويت، انسجام و يکپارچگي و اهداف مشترک در وضعيت موجود کمتر از سطح متوسط و ميانگين ساير مؤلفه‌ها بيشتر از سطح متوسط است. در پایان مقاله برای نزدیک شدن به وضع مطلوب، پیشنهادهایی ارائه شده است.

 واژگان کليدي: فرهنگ سازمانی، نوآوری، انگیزش، نتیجه‌گرایی

 

موانع و راهکارهای استقرار شهرهای الکترونیکی در ایران


دکتر علی‌اصغر کیا  دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران

محسن سلسله  دانشجوی دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران

دکتر سیدرضا نقیب‌السادات  استادیار گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران

تحقیق حاضر در پی یافتن موانع و راهکارهای استقرار شهرهای الکترونیکي در ایران است، بعد از مرور ادبیات تحقیق، داده‌ها از دو طریق کتابخانه‌ای و پيمايشي گردآوری شده‌اند. پرسشنامه تحقيق با عنوان بررسی موانع و راهکارهای استقرار شهر الکترونیکي در ایران بین افراد نمونه که در برگیرنده 360 نفر از متخصصان حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات است، توزیع شد و داده‌هاي تحقيق با بهره‌گیری از فنون آماری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مطابق یافته‌های تحقیق چهار عمل در شكل‌گيري شهر الكترونيكي مؤثرند: دولت الکترونیکي، زندگی الکترونیکي، سازمان الکترونیکي و زیرساخت الکترونیکي.  

واژگان كليدي: دولت الکترونیکي، زندگی الکترونیکي، سازمان الکترونیکي، زیرساخت الکترونیکي، شهر الکترونیکي.

 

1388/9/17
ساعت: 02:28 ب.ظ

 


كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي باشد. شرايط استفاده

ارتباط با مدير پايگاه: webmaster@iranculture.org